نیست پروای عدم، دِلزَدهی هستی را
از قفس، مرغ به هرجا که رَوَد، بُستان است
در این شعر، شاعر به این نکته اشاره میکند که دلزدگی و ناامیدی از زندگی، به هیچ وجه مانع از حرکت و عبور از محدودیتها نمیشود. مانند پرندهای که از قفس آزاد میشود و هر جا که برود، طبیعت و زیباییها در انتظار او هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست پروای عدم، دِلزَدهی هستی را
از قفس، مرغ به هرجا که رَوَد، بُستان است