جان محال است که در جسم بود فارغبال
خواب آشفته بود مردم زندانی را
این بیت بیانگر این است که جان نمیتواند به راحتی در جسمی که در قید و بند است، حضور داشته باشد. او وضعیت مردم زندانی و آشفتگی خواب آنها را توصیف میکند. به عبارت دیگر، انسانها در شرایط سخت و دشوار نمیتوانند آرامش و راحتی روحی را تجربه کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان محال است که در جسم بود فارغبال
خواب آشفته بود مردم زندانی را