دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد
چو بیماری که گرداند ز تاب درد بالین را
شاعر در این بیت از احساس درد و رنجی مداوم صحبت میکند که هر لحظه جای داغی را با داغ دیگری عوض میکند. او خود را به بیماری تشبیه میکند که به علت دردهایش نمیتواند آرام بگیرد و همواره در حال تغییر وضعیت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد
چو بیماری که گرداند ز تاب درد بالین را