صورتِ حالِ جهان زَنگیّ و من آیینهام
جُز کُدورت نیست حاصل از دلِ روشن، مَرا
این شعر به بیان احساسات و درونیات شاعر میپردازد. او جهان را به عنوان دنیایی زنگی و تیره توصیف میکند و خود را به عنوان آیینهای میبیند که تنها کدورت و تاریکیها را منعکس میکند. در واقع، شاعر از عدم وجود روشنی و آرامش در دل خود سخن میگوید و نشاندهنده نارضایتی و غم در زندگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صورتِ حالِ جهان زَنگیّ و من آیینهام
جُز کُدورت نیست حاصل از دلِ روشن، مَرا