حِرصی که داشتم به شِکارِ پَریرُخان
چون باز، بیش شد ز نظردوختن، مَرا
شعری از حافظ است که در آن احساس شدید و اشتیاق او به دنبال کردن زیبایی و جاذبه پرندگان را توصیف میکند. او به نوعی از این احساسات بیش از حد ابراز نگرانی میکند که نگاهش به زیباییها او را درگیر کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حِرصی که داشتم به شِکارِ پَریرُخان
چون باز، بیش شد ز نظردوختن، مَرا