چو برگ، بر سر حاصل نمیتوان لرزید
کجاست سنگ که دل از ثمر گرفت مرا
در این ابیات شاعر به بیان حسرت و ناامیدی خود میپردازد. او میگوید که نمیتواند مانند برگ درختان از سرزنش و ناامیدی بلرزد و به دنبال چیزی مستحکم و پايدار میگردد تا دلش را از میوهی دلخواه پر کند. به نوعی، شاعر به دنبال جایی برای آرامش و استحکام خاطرش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو برگ، بر سر حاصل نمیتوان لرزید
کجاست سنگ که دل از ثمر گرفت مرا