قیامت را به رفتار آورد سرو روان تو
زند مهر خموشی بر لب عیسی زبان تو
در این شعر، شاعر به اوج روح و زیباییهای انسانی اشاره میکند و قیامت را به رفتار و کردار انسانها مربوط میداند. همچنین، به سکوت زبان حضرت عیسی و اهمیت آن پرداخته و از صبا (باد) میگوید که نتوانسته از گلزار معشوقش جلوگیری کند، چرا که زیباییهای او در دل دیگران نیز وجود دارد و به شکوفایی میرسد. به طور کلی، این شعر به عمق احساسات و زیباییهایی که در وجود انسانها نهفته است، میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قیامت را به رفتار آورد سرو روان تو
زند مهر خموشی بر لب عیسی زبان تو
صبا را منع می کردم ز گلزارت، چه دانستم
که زیر دست صد گلچین برآید گلستان تو