شب رفت به پایان و حکایت باقیست
شکر تو نگفتیم و شکایت باقیست
در این اشعار، شاعر به پایان شب اشاره کرده و میگوید که هنوز داستانها و حکایتها باقی مانده است. او از این که از خداوند شکرگزاری نکردهاند و شکایتهایی باقی است، حرف میزند. همچنین به گستاخی خود اعتراف میکند، اما در نهایت از خداوند به خاطر باقی ماندن حکایتها سپاسگزاری میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب رفت به پایان و حکایت باقیست
شکر تو نگفتیم و شکایت باقیست
گستاخی ما ز حد برون رفت ولی
المنة لله که حکایت باقیست