روزی که فلک از تو بریدهست مرا
کس با لب پر خنده ندیدهست مرا
در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و جدایی خود سخن میگوید. او احساس میکند که زمان بر او سخت گذشته و هیچکس به او توجه نکرده است. غم هجران معشوق بر دل او سنگینی میکند و تنها خود او و خداوند میدانند که چه دردی را تحمل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که فلک از تو بریدهست مرا
کس با لب پر خنده ندیدهست مرا
چندان غم هجران تو بر دل دارم
من دانم و آن که آفریدهست مرا