اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۵

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ساقی اگرت هوای ما هی،

جز باده مباد نزد ما هی!

۲

سجّاده و خرقه در خرابات

بفروش و بیار جرعه ای می

۳

گر زنده دلی شنو ز مستان

در گلشن جان ندای یا حی

۴

با درد درآ به بوی درمان

کونین نگر ز عشق لاشی

۵

اسرار دل است در ره عشق

آواز سماع و نالهٔ نی

۶

یک مفلس پاک باز در عشق

بهتر ز هزار حاتم طی

۷

سلطان صفت آن بت پری روی

می آمد و خلق شهر در پی

۸

مردم نگران به روی خوبش

وز شرم گرفته عارضش خوی

۹

حافظ ز غم تو چند نالد

آخر من دلشکسته تا کی

۱۰

بنشینم و با غم تو سازم جان در سرو کار عشق بازم

بازگشت به سروده‌های حافظ