اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

۲

آرزو می‌کندم از تو چه پنهان دارم

شیشهٔ باده و طلعت خوش زیبایی

۳

جای من دیر مغان است مروح وطنی

رای من رای بتان است مبارک رایی

۴

چه کنی نوش که در دیر چو من شیدا نیست

نیست این جز سخن بوالهوس رعنایی

۵

به ادب باش که هر کس نتواند گفتن

سخن پیر مگر برهمنی یا رایی

۶

صنما غیر تو در خاطر ما کی گنجد

که مرا نیست به غیر از تو به کس پروایی

۷

رحم کن بر دل مجروح خراب حافظ

زآن که هست از پی امروز یقین فردایی

بازگشت به سروده‌های حافظ