اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۱

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را

تا به کام دل ببیند دیدهٔ ما، روت را

۲

همچو هاروتیم دایم در بلاى عشق زار

کاشکى هرگز ندیدى دیدهٔ ما، روت را

۳

کى شدى هاروت در چاه زنخدانش اسیر

گر نگفتى شمه‌اى از حسن او ماروت را

۴

بوى گل برخاست گویى در چمن‌ها، روت بود

بلبلان مستند گویى دیده چون ما، روت را

۵

تا به کى با تلخى هجر تو سازد اى صنم

روى بنما تا ببیند حافظ ما، روت را

بازگشت به سروده‌های حافظ