اشعار منتسب

شمارهٔ ۴۰

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شب از مطرب که دل خوش باد وی را

شنیدم نالهٔ جانسوز نى را

۲

چنان در سوز من سازش اثر کرد

که بى‌رقّت ندیدم هیچ شی را

۳

حریفى بد مرا ساقى که در شب

ز زلف و رخ نمودى شمس و فى را

۴

چو شوقم دید در ساغر مىافزود

بگفتم ساقى فرخنده پى را

۵

رهانیدى مرا از قید هستى

چو پیمودى پیاپى جام مى را

۶

حماک الله عن شرّ النوائب

جزاک الله فى الدّارین خیرا

۷

چو بی‌خود گشت حافظ کى شمارد

به یک جو ملکت کاووس کى را

بازگشت به سروده‌های حافظ