اشعار منتسب

شمارهٔ ۳۸

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

۲

به جز ساغر چه دارد لاله در دست

بیا ساقی بیاور آنچه داری

۳

مرا در رسته دیوانگان کش

که مستی خوشتر است از هوشیاری

۴

بپرهیز از من ای صوفی بپرهیز

که کردم توبه از پرهیزکاری

۵

بیا دل در خم گیسوی او بند

اگر خواهی خلاصی رستگاری

۶

به دور گل خدا را توبه بشکن

که عهد گل ندارد استواری

۷

عزیزا نوبهار عمر بگذشت

چو بر طرف چمن باد بهاری

۸

بیا حافظ به پند تلخ کن نوش

چرا عمری به غفلت می گذاری

بازگشت به سروده‌های حافظ