پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
این شعر به بیان بیوفایی و از بین رفتن روابط انسانی در جامعه اشاره دارد. شاعر به وضعیت کنونی اشاره میکند که هنرمندان و فاضلان به خاطر فقر و بیعدالتی به گدایی کشیده شدهاند و از درد و رنج مردم سخن میگوید. او همچنین به جهل و تنعم جاهلان اشاره دارد که به ارزشهای واقعی توجهی ندارند. شاعر از خرد و صبر سخن میگوید و توصیه میکند که در شرایط سخت باید قناعت را یاد بگیریم و صبر پیشه کنیم. در نهایت، حافظ به خود و دیگران یادآوری میکند که در مواجهه با مشکلات، باید از پا نیفتیم و همچنان به تلاش ادامه دهیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
برند از فاقه نزد هر خسیسی
کنون اهل هنر دست گدایی
کسی کـاو فاضل است امروز در دهر
نمی بیند زغم یک دم رهایی
ولیکن جاهل است اندر تنعم
متاع او چو هست این دم بهایی
وگر شاعر بگوید شعر چون آب
که دل را زآن فزاید روشنایی
نبخشندش جویی از بخل و امساک
اگر خود فی المثل باشد سنایی
خرد در گوش هوشم دی همی گفت
برو صبری بکن در بینوایی
قناعت را بضاعت ساز و میسوز
در این درد و عنا چون بینوایی
بیا حافظ به جان این پند بشنو
که گر از پا درافتی با سر آیی