اشعار منتسب

شمارهٔ ۲۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند

چون نسوزد دل که دلبر در وِی آتش می‌زند؟

۲

زاهدا، از تیرِ مژگانش حذر کردن چه سود؟

زخمِ پنهانم به ابروی کَمانکش می‌زند

۳

ناخوشی‌ها دیده‌ام از زاهدِ پشمینه‌پوش

من غلامِ مطربم کابریشمِ خوش می‌زند

۴

محتسب، با ساغرِ رندان شکستن، روز و شب

بادهٔ سرخ از صراحیّ منقّش می‌زند

۵

حافظ عاشق، به رَغمِ زاهدِ دنیاپرست

بادهٔ نوشین به روی یارِ مهوش می‌زند

بازگشت به سروده‌های حافظ