مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نو
باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
این شعر درباره لذتهای زندگی و عشق است. شاعر از مطرب میخواهد که آهنگهای تازه و شادیبخش بنوازد و بادهای دلگشا بیاورد. او به همراه محبوبش در خلوت، خواهان بوسه و نزدیکی است و زندگی را به شادی و لذت میطلبد. شاعر همچنین تاکید میکند که همواره از زندگی باید لذت برد و به یاد معشوق باده نوشید. در نهایت، او به نسیم صبا اشاره میکند که پیامی از حافظ را به یاد محبوبش میآورد و از زیباییها و جذابیتهای عشق سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نو
باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی
بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو
بر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوری
باده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو
شاهد دلربای من میکند از برای من
نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو
باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پری
قصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو