اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

رهروان را عشق بس باشد دلیل

آب چشم اندر رهش کردم سبیل

۲

موج اشک ما کی آرد در حساب

آن که کشتی راند بر خون قتیل

۳

بی می و مطرب به فردوسم مخوان

راحتی فی الراح لا فی السلسبیل

۴

اختیاری نیست بدنامی من

ضلنی فی العشق من یهدی السبیل

۵

آتش روی بتان در خود مزن

ور نه در آتش گذر کن چون خلیل

۶

یا بنه بر خود که مقصد گم کنی

یا منه پای اندرین ره بی‌دلیل

۷

یا رسوم پیلبانی یاد گیر

یا مده هندوستان را یاد پیل

۸

یا مکش بر چهره نیل عاشقی

یا فرو بر جامهٔ تقوی به نیل

۹

حافظا گر معنیی داری بیار

ورنه دعوی نیست غیر از قال و قیل

بازگشت به سروده‌های حافظ