من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
این شعر دربارهی به اشتباه نرفتن دربارهی دیگران و توهمات مربوط به علم و عمل فقیه است. شاعر به ما یادآوری میکند که نباید به ظواهر و دانش ظاهری افراد مغرور شویم و مطمئن نباشیم که کسی در دنیای حقیقی قابل اعتماد است. او به اهمیت خودآگاهی و هوشیاری اشاره میکند و میگوید که حتی اگر کسی از ما مراقبت کند، نمیتواند بهطور کامل از سرنوشت ما جلوگیری کند. همچنین به این نکته اشاره دارد که نباید در محفل دانایان دربارهی مسائل ارزشمند گفتگو کنیم زیرا ممکن است ارزش آنها کم شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
من این مُرَقَّعِ دیرینه، بَهرِ آن دارم
که زیرِ خِرقه کِشَم مِی، کسی گمان نَبَرَد
مَباش غَرّه به عِلم و عمل، فقیه! مُدام
که هیچکَس زِ قضای خدای، جان نَبَرَد
اگرچه دیده بُوَد پاسبانِ تو، ای دل
بههوش باش، که نقدِ تو، پاسبان نَبَرَد
سخن به نزدِ سخندان، اَدا مَکُن حافظ
که تحفه، کَس، دُروگوهر، به بَحر و کان نَبَرَد