نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی
این شعر، از حافظ شیرازی، به بیان مضامین عشق، راز و سرّ در ارتباط با محبوب میپردازد. شاعر به محبوب خود اشاره میکند و از او میخواهد که در زمان و مکان مناسب، به دیدار او بیاید. او بیان میکند که عشق و اشتیاقش به محبوب چنان عمیق است که حتی جانش را هم به خاطر او فدای میکند. همچنین، به اهمیت زبان و بیان در عشق اشاره کرده و از محبوب میخواهد که با کرامت و لطافت با او رفتار کند و عشق را به زبانی خود بیان کند. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان یک معامله میان دو طرف توصیف میکند که در آن هر یک باید زبان و احساسات خود را به خوبی درک کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی، نه به فرمان، چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت، خدا را
ز لعل روحفزایش ببخش آن که تو دانی
من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی
خیال تیغ تو با ما، حدیث تشنه و آب است
اسیر خویش گرفتی، بکُش چنان که تو دانی
امید در کمرِ زَرکِشَت چگونه ببندم؟
دقیقهای است نگارا در آن میان که تو دانی
یکی است تُرکی و تازی، در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن، بدان زبان که تو دانی