سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیالي
و جاوَبَتِ الْمثاني و الْمِثالي
این شعر از حافظ شیرازی به زیبایی احساس شوق و عشق او به معشوق را بازتاب میدهد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، به دلدادگی و آرزوی وصال اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که معشوقش را در مسیر زندگیاش حفظ کند و همیشه به یاد او باشد. در این شعر، عشق به معشوق به عنوان یک منبع آرامش و راحتی برای شاعر توصیف شده و او دربارهی زیبایی و اهمیت معشوق صحبت میکند. حافظ همچنین به بی سر و سامانی جمعیت در عشق اشاره میکند و ناتوانی خود را در بدست آوردن وصال معشوق ابراز مینماید. در انتها، شاعر به این نکته اشاره میکند که خداوند تنها آگاه از نیت و هدف او است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیالي
و جاوَبَتِ الْمثاني و الْمِثالي
عَلیٰ وادِي الْأَراک و مَن عَلَیها
و دارٍ بِاللَّویٰ فوقَ الرِّمالِ
دعاگوی غریبان جهانم
و أَدعُو بِالتَّواتُر و التَّوالي
به هر منزل که رو آرد خدا را
نگه دارش به لطف لایزالی
منال ای دل که در زنجیر زلفش
همه جمعیت است آشفته حالی
ز خطت صد جمال دیگر افزود
که عمرت باد صد سال جلالی
تو میباید که باشی ور نه سهل است
زیانِ مایهٔ جاهی و مالی
بر آن نقاش قدرت آفرین باد
که گرد مه کشد خط هلالی
فَحُبُّک راحَتي في کُلِّ حینٍ
و ذِکرُک مونِسي في کُلِّ حالِ
سویدای دل من تا قیامت
مباد از شوق و سودای تو خالی
کجا یابم وصال چون تو شاهی
من بدنامِ رندِ لااُبالی
خدا داند که حافظ را غرض چیست
و عِلْمُ اللّهِ حَسْبي مِن سُؤالي