غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای که دایم به خویش مغروری

گر تو را عشق نیست معذوری

۲

گِرد دیوانگانِ عشق مگرد

که به عقلِ عقیله مشهوری

۳

مستیِ عشق نیست در سرِ تو

رو که تو مستِ آبِ انگوری

۴

روی زرد است و آه دردآلود

عاشقان را دوایِ رنجوری

۵

بگذر از نام و ننگ خود حافظ

ساغر مِیطلب که مخموری

بازگشت به سروده‌های حافظ