شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران! صلای عشق است گر میکنید کاری
در این شعر، شاعر به زیبایی و ظرافت خاصی در شهری که پر از عشق و زیبایی است اشاره میکند. او از جوانی و زیبایی نگاری صحبت میکند که در مقایسه با دیگران، بینظیر است. شاعر احساس آرامش و شادابی را در جمع دوستانش توصیف میکند و به یاد دوستان و عشاقش، جامی در دست دارند. همچنین به دشواریها و دردهای عشق اشاره میکند و این که گاهی اوقات باید به سرعت از لحظات خوش بهره برد. در نهایت، شاعر به زیبایی تارهای موی یار اشاره میکند و نشان میدهد که زندگی در این شهر عشق، با تمام مشکلاتش، چقدر دشوار و در عین حال زیباست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران! صلای عشق است گر میکنید کاری
چشم فلک نبیند زین طُرفهتر جوانی
در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مُرَکَّب؟
بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری
چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی؟
کم غایت توقع بوسیست یا کناری
مِی بیغش است دریاب، وقتی خوش است بشتاب
سال دگر که دارد امّید نوبهاری؟
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هر یک گرفته جامی بر یادِ رویِ یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی، کاری و صعب کاری
هر تار موی حافظ در دست زلفِ شوخی
مشکل توان نشستن در این چنین دیاری