غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی

پُر کن قدح که بی مِی، مجلس ندارد آبی

۲

وصف رخ چو ماهش، در پرده راست نآید

مطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابی

۳

شد حلقه، قامت من، تا بعد از این رقیبت

زین در دگر نراند، ما را به هیچ بابی

۴

در انتظار رویت، ما و امیدواری

در عشوهٔ وصالت، ما و خیال و خوابی

۵

مخمور آن دو چشمم، آیا کجاست جامی؟

بیمار آن دو لعلم، آخر کم از جوابی

۶

حافظ چه می‌نهی دل، تو در خیال خوبان

کی تشنه سیر گردد، از لمعهٔ سرابی؟

بازگشت به سروده‌های حافظ