ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟
این شعر از حافظ به بررسی روابط عاشقانه و رفتار معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از سوالات بلاغی، به معشوق میگوید که رفتارش برای او نامفهوم و پیچیده است. او از اینکه معشوق به راحتی به دیگران توجه میکند و قدر محبتها را نمیداند، ابراز ناامیدی میکند. در نهایت، حافظ به این نکته اشاره میکند که وقتی یار در دلش فرود میآید، چرا هنوز از دیگران جدایی نداشته است. شعر نشاندهنده احساسات عمیق و تناقضهای عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای، یعنی چه؟
زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساختهای، یعنی چه؟
شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شدهای
قدرِ این مرتبه نشناختهای، یعنی چه؟
نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداختهای، یعنی چه؟
سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرِّ میان
وز میان، تیغ به ما آختهای، یعنی چه؟
هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باختهای، یعنی چه؟
حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداختهای، یعنی چه؟