گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکمُ لِلّه
این قطعه شعر به بیان احساساتی عمیق و پیچیده درباره عشق، تقوا و تقدیر میپردازد. شاعر با اشاره به دشواریهایی که در مسیر عشق و پرهیزکاری وجود دارد، میگوید که گرچه به تقوا آشنا است، اما تقدیر او را به سوی بدبختی میکشاند. او همچنین از جستجوی معنای واقعی زندگی و عشق صحبت میکند و به نوعی در تناقض میان عشق و دینداری قرار دارد. در نهایت، شاعر به حقیقتی تلخ اشاره میکند که برای رسیدن به وصال، باید سختیها و رنجها را تحمل کرد. به طور کلی، این شعر پیامی از ناامیدی و تلاش برای یافتن عشق واقعی را منتقل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکمُ لِلّه
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه؟
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه؟ استغفرالله
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینهرویا! آه از دلت آه
اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ
یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه
حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟
خون بایدت خورد در گاه و بیگاه