غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۴

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این

بر در میکده می‌کن گذری بهتر از این

۲

در حق من لبت این لطف که می‌فرماید

سخت خوب است ولیکن قَدَری بهتر از این

۳

آن که فکرش گره از کار جهان بگْشاید

گو در این کار بفرما، نظری بهتر از این؟

۴

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

برو ای خواجهٔ عاقل هنری بهتر از این؟!

۵

دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم؟

مادر دهر ندارد پسری بهتر از این

۶

من چو گویم که قَدَح نوش و لب ساقی بوس

بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این

۷

کِلْکِ حافظ شکرین میوه نباتی‌ست، بچین

که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این

بازگشت به سروده‌های حافظ