کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
این شعر از حافظ به توصیف زیبایی و جذابیت میپردازد و شاعر از معشوق خواسته که با کرشمه و غمزههایش دلها را به دست آورد و غم و اندوه را کنار بزند. او از زیباییهای طبیعی مانند ابروان همانند قوس و زلفهایی که به عطر شبیهاند سخن میگوید. در نهایت، حافظ به این نکته اشاره میکند که گاه باید ارزش چیزها را شناخت و از آنها بهرهبرداری کرد. زبان شاعرانه و خیالانگیز او نمایانگر عشق و زیبایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن