غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

۲

زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن

۳

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

۴

روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار کاسهٔ سر ما پرشراب کن

۵

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم

با ما به جام باده صافی خطاب کن

۶

کار صواب، باده پرستی‌ست حافظا

برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

بازگشت به سروده‌های حافظ