ای روی ماهمنظر تو نوبهار حُسن
خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از ویژگیهای ظاهری و سحرآفرینی معشوق میگوید و تأثیر او بر زندگی و احساساتش را توصیف میکند. معشوق به اندازهای زیبا و دلنشین است که هیچکس نمیتواند به او نزدیک شود. احساس عشق و شوق به معشوق در کلمات شاعر به وضوح نمایان است و شاعر به طور کلی از عشق و زیباییهای آن سخن میگوید. در نهایت، حافظ به این نتیجه میرسد که دیگر هیچ زیبایی مشابهی در دنیا وجود ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای روی ماهمنظر تو نوبهار حُسن
خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن
در چشم پرخمار تو پنهان فسون سِحر
در زلف بیقرار تو پیدا قرار حُسن
ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی
سروی نخاست چون قَدَت از جویبار حُسن
خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبری
فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن
از دام زلف و دانهٔ خال تو در جهان
یک مرغِ دل نماند نگشته شکار حُسن
دائم به لطف دایهٔ طبع از میانِ جان
میپرورَد به ناز، تو را در کنار حُسن
گِرد لبَت بنفشه از آن تازه و تر است
کآب حیات میخورَد از جویبار حُسن
حافظ طمع برید که بیند نظیر تو
دیّار نیست جز رُخَت اندر دیار حُسن