غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی‌سامان مپوشان

۲

در این خرقه بسی آلودگی هست

خوشا وقت قبای می فروشان

۳

در این صوفی‌وشان دَردی ندیدم

که صافی باد عیش دُردنوشان

۴

تو نازک‌طبعی و طاقت نیاری

گرانی‌های مشتی دلق‌پوشان

۵

چو مستم کرده‌ای مستور منشین

چو نوشم داده‌ای زهرم منوشان

۶

بیا وز غَبْن این سالوسیان بین

صُراحی خون‌دل و بربط خروشان

۷

ز دلگرمی حافظ بر حذر باش

که دارد سینه‌ای چون دیگ جوشان

بازگشت به سروده‌های حافظ