غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چندان که گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکین غریبان

۲

آن گل که هر دم در دست بادیست

گو شرم بادش از عندلیبان

۳

یا رب امان ده تا بازبیند

چشم محبان روی حبیبان

۴

درج محبت بر مهر خود نیست

یا رب مبادا کام رقیبان

۵

ای منعم آخر بر خوان جودت

تا چند باشیم از بی نصیبان

۶

حافظ نگشتی شیدای گیتی

گر می‌شنیدی پند ادیبان

بازگشت به سروده‌های حافظ