غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

۲

تا درختِ دوستی بَر کِی دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

۳

گفت‌و‌گو آیینِ درویشی نبود

ور نه با تو ماجراها داشتیم

۴

شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

۵

گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروز

ما دَمِ همت بر او بگماشتیم

۶

نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد

جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم

۷

گفت خود دادی به ما دل حافظا

ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم

بازگشت به سروده‌های حافظ