ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
این غزل از حافظ به بیان جستجوی حقیقت و عشق الهی میپردازد. شاعر میگوید که ما به دنبال جلال و مقام نیامدهایم، بلکه به دلیل حوادث و مشکلات به اینجا پناه آوردهایم. او خود را مسافر راه عشق میداند و به امید رسیدن به وجود و تحقق خود، فاصلههای زیادی را پشت سر گذاشته است. همچنین به زیباییهای طبیعت و محبت خداوند اشاره میکند و میگوید که به دنبال جواهرات معنوی، به درگاه الهی آمدهایم تا از غبار گناهان خود پاک شویم. حافظ در نهایت تاکید میکند که دیگر نیازی به ظواهر دنیا نیست و باید با اشک و دل سوزان به سوی خداوند برویم، زیرا ما اکنون به دنبال نور و حقیقت هستیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَم
تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمدهایم
سبزهٔ خطِّ تو دیدیم و زِ بُستانِ بهشت
به طلبکاریِ این مهرگیاه آمدهایم
با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین
به گدایی به درِ خانهٔ شاه آمدهایم
لنگرِ حِلمِ تو ای کشتیِ توفیق کجاست؟
که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمدهایم
آبرو میرود ای ابرِ خطاپوش ببار
که به دیوانِ عمل نامهسیاه آمدهایم
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز که ما
از پِیِ قافله با آتشِ آه آمدهایم