ما بیغمانِ مست دل از دست دادهایم
همرازِ عشق و همنفسِ جامِ بادهایم
این شعر از حافظ نشاندهندهٔ احوالات عاشقانه و دلتنگی شاعر است. او به زیبایی عشق و غم را در کنار هم وصف میکند و به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق میپردازد. حافظ میگوید که ما در غم عشق غرق شدهایم و با این حال از بادهٔ عشق مست هستیم. او به ملامتها و نگاههای رنجآور دیگران اشاره میکند و میگوید که اگرچه سختیهایی را متحمل شدهایم، اما هنوز به عشق پایبندیم. همچنین یادآور میشود که عشق ما همچون شقایق است که با درد و رنج زاده میشود. در نهایت، شاعر از فهم و تفسیر نادرست دیگران نسبت به شعر و احساسش گلایه میکند و به سادگی و خلوص عشق خود اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما بیغمانِ مست دل از دست دادهایم
همرازِ عشق و همنفسِ جامِ بادهایم
بر ما بسی کمانِ ملامت کشیدهاند
تا کارِ خود ز ابرویِ جانان گشادهایم
ای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم
پیرِ مُغان ز توبهٔ ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود، مددی ای دلیلِ راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم
چون لاله، مِی مبین و قَدَح در میانِ کار
این داغ بین که بر دلِ خونین نهادهایم
گفتی که «حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟!»
نقشِ غلط مَبین که همان لوحِ سادهایم