غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم

دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم

۲

زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم

نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم

۳

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک

به درِ صَومَعَه با بَربَط و پیمانه روم

۴

آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند

ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم

۵

بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار

چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم

۶

گر ببینم خمِ ابروی چو محرابش باز

سجدهٔ شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم

۷

خُرَّم آن دَم که چو حافظ به تَوَلّای وزیر

سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

بازگشت به سروده‌های حافظ