در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به توصیف تجلیات روحانی و زیباییهای الهی در دنیای عشق و عرفان میپردازد. شاعر در خرابات مغان، که نماد عشق و آزادی است، نوری الهی را مشاهده میکند که نشاندهنده حقیقت و زیباییهای معنوی است. او از معشوق میخواهد تا به جای خانه مادی، خانه خدا را در دلبینی کند. همچنین شاعر به اشتیاق و درد دل خود اشاره میکند و از نقش خیال و زیباییهای عشق و زیباییهای طبیعی در صبحگاهان میگوید. در نهایت، او از دوستانش میخواهد که انتقاد نکنند، زیرا او معشوق را در جمع محبان خود میبیند. در کل، این شعر بیانگر عشق عمیق، زیبایی و جستجوی حقیقت در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
خواهم از زلفِ بُتان نافهگشایی کردن
فکرِ دور است همانا که خطا میبینم
سوزِ دل، اشکِ روان، آهِ سحر، نالهٔ شب
این همه از نظرِ لطفِ شما میبینم
هر دَم از رویِ تو نقشی زَنَدَم راهِ خیال
با که گویم که در این پرده چهها میبینم
کس ندیدهست ز مُشکِ خُتَن و نافهٔ چین
آنچه من هر سَحَر از بادِ صبا میبینم
دوستان عیبِ نظربازیِ حافظ مکنید
که من او را ز مُحِبّانِ شما میبینم