من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
برداشت: مـن از عشق ومحبّت، ازدوستی و مهرورزی، ازعیش وعشرت وشادمانی، ازشاهدبازی ونظربازی، ازشادزیستن و شادکردن دلها، از پایکوبی و دستافشانی، دست بر نمیدارم. صـدبـارپ یش ازاین به توصیهی نصیحتگوی، از شرابخواری و عاشقی تـوبه کردهام ونتیجه ی بَدگرفتهام یعنی خود را بیهوده ازشادکامی و محبت و عشقبازی محروم کردم. توبهها جزپشیمانی حاصلی نداشته به این نتیجه رسیدم که دیگر توبه نکنم.«از حاشیه»
هوش مصنوعی