غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بی تو ای سروِ روان، با گل و گلشن چه کنم؟

زلفِ سنبل چه کشَم عارضِ سوسن چه کنم؟

۲

آه کز طعنهٔ بدخواه ندیدم رویت

نیست چون آینه‌ام روی ز آهن، چه کنم؟

۳

برو ای ناصِح و بر دردکشان خرده مگیر

کارفرمایِ قَدَر می‌کند این، من چه کنم؟

۴

برقِ غیرت چو چُنین می‌جَهَد از مَکمَنِ غیب

تو بفرما که منِ سوخته خرمن چه کنم؟

۵

شاهِ تُرکان چو پسندید و به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطفِ تَهَمتَن چه کنم؟

۶

مددی گر به چراغی نکند آتشِ طور

چارهٔ تیره‌شبِ وادی ایمن چه کنم؟

۷

حافظا خُلدِبَرین خانهٔ موروثِ من است

اندر این منزلِ ویرانه نشیمن چه کنم؟

بازگشت به سروده‌های حافظ