غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم

که از بالابلندان شرمسارم

۲

مگر زنجیرِ مویی گیردَم دست

وگر نه سر به شیدایی برآرم

۳

ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون

که شب تا روز اختر می‌شمارم

۴

بدین شکرانه می‌بوسم لبِ جام

که کرد آگه ز رازِ روزگارم

۵

اگر گفتم دعایِ مِی فروشان

چه باشد؟ حقِّ نعمت می‌گزارم

۶

من از بازویِ خود دارم بسی شُکر

«که زورِ مردم آزاری ندارم»

۷

سری دارم چو حافظ مست لیکن

به لطف آن سری امیدوارم

بازگشت به سروده‌های حافظ