غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم

نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم

۲

ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته

جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم

۳

هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَست

بازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم

۴

رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمود

وز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

۵

چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگ

فالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم

۶

نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم

بر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم

۷

ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفت

می‌گفتم این سرود و مِیِ ناب می‌زدم

۸

خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام

بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

بازگشت به سروده‌های حافظ