غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام

مجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدام

۲

ساقیِ شِکَّردهان و مُطربِ شیرین‌سخن

همنشینی نیک‌کردار و ندیمی نیک‌نام

۳

شاهدی از لطف و پاکی رَشکِ آبِ زندگی

دلبری در حُسن و خوبی غیرتِ ماهِ تمام

۴

بَزم‌گاهی دل‌نِشان، چون قصرِ فردوسِ بَرین

گلشنی پیرامُنَش چون روضهٔ دارُالسَّلام

۵

صف‌نشینان نیک‌خواه و پیشکاران باادب

دوست‌داران صاحب‌اسرار و حریفان دوست‌کام

۶

بادهٔ گلرنگِ تلخِ تیزِ خوش‌خوارِ سَبُک

نُقلَش از لَعلِ نگار و نَقلَش از یاقوتِ خام

۷

غمزهٔ ساقی به یَغمایِ خِرَد آهِخته تیغ

زلفِ جانان از برایِ صیدِ دل گسترده‌دام

۸

نکته‌دانی بَذله‌گو چون حافظِ شیرین‌‌سخن

بخشش‌آموزی جهان‌افروز چون حاجی قوام

۹

هر که این عِشرت نخواهد خوش‌دلی بر وی تباه

وان که این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام

بازگشت به سروده‌های حافظ