دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
یَحیَی بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل
این شعر درباره فضل و عظمت ملک یحیی بن مظفر، حاکم عادل و پشتیبان دین اسلام است. شاعر به جایگاه والای او و تأثیر مثبتش بر جهان اشاره میکند و از او به عنوان پناهی برای مسلمانان یاد میکند. همچنین تأکید میشود که رعایت انصاف و عدل در جهان به مدد حاکمیت او برقرار است و ظالم نمیتواند به هدف خود برسد. در نهایت، شاعر با تحسین از او میخواهد که از زندگی لذت ببرد و نگران معیشت نباشد، زیرا او برکت و روزی را تقسیم میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
یَحیَی بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل
ای درگهِ اسلام پناهِ تو گشاده
بر رویِ زمین روزنهٔ جان و دَرِ دل
تعظیمِ تو بر جان و خِرَد واجب و لازم
اِنعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
روزِ ازل از کِلکِ تو یک قطره سیاهی
بر رویِ مَه افتاد که شد حلِّ مسائل
خورشید چو آن خالِ سیَه دید، به دل گفت
ای کاج که من بودَمی آن هندویِ مقبل
شاها فلک از بزمِ تو در رقص و سَماع است
دستِ طَرَب از دامنِ این زمزمه مَگسِل
مِی نوش و جهان بخش که از زلفِ کمندت
شد گردنِ بدخواه گرفتار سَلاسِل
دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است
خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل
حافظ قلمِ شاه جهان مُقسِمِ رزق است
از بهرِ معیشت مَکُن اندیشهٔ باطل