قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع
این شعر به نسیب و شکوه و عظمت شاه شجاع قسم میخورد و بیان میکند که نیازی به نزاع بر سر مال و مقام ندارد. شاعر از دوست میخواهد که شراب مغانه بیاورد و بادهنوشی را آغاز کند، چرا که او در این اوضاع خیر و خوشی نمیبیند. به نظر میرسد که رقص و ناله در حال وقوع است و او از عشق و بندگیاش نسبت به شاه سخن میگوید. حافظ از نعمت وجود شاه شجاع و جام میچشید و در عین حال تسلیم سرنوشت است و نمیخواهد بالای چهره خود را از یاری خدا جدا کند. در نهایت، او به قدرت و عظمت شاه شجاع اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع
شرابِ خانگیم بس مِیِ مُغانِه بیار
حریفِ باده رسید ای رفیقِ توبه وِداع
خدای را به مِیام شست و شویِ خِرقه کنید
که من نمیشِنَوَم بویِ خیر از این اوضاع
ببین که رقصکُنان میرود به نالهٔ چنگ
کسی که رُخصه نفرمودی اِسْتِماعِ سَماع
به عاشقان نظری کن به شُکرِ این نعمت
که من غلامِ مطیعم، تو پادشاهِ مُطاع
به فیضِ جرعهٔ جامِ تو تشنهایم، ولی
نمیکنیم دلیری نمیدهیم صُداع
جبین و چهرهٔ حافظ خدا جدا مَکُناد
ز خاکِ بارگه کبریایِ شاه شجاع