غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع

که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع

۲

شرابِ خانگیم بس مِیِ مُغانِه بیار

حریفِ باده رسید ای رفیقِ توبه وِداع

۳

خدای را به مِی‌ام شست و شویِ خِرقه کنید

که من نمی‌شِنَوَم بویِ خیر از این اوضاع

۴

ببین که رقص‌کُنان می‌رود به نالهٔ چنگ

کسی که رُخصه نفرمودی اِسْتِماعِ سَماع

۵

به عاشقان نظری کن به شُکرِ این نعمت

که من غلامِ مطیعم، تو پادشاهِ مُطاع

۶

به فیضِ جرعهٔ جامِ تو تشنه‌ایم، ولی

نمی‌کنیم دلیری نمی‌دهیم صُداع

۷

جبین و چهرهٔ حافظ خدا جدا مَکُناد

ز خاکِ بارگه کبریایِ شاه شجاع

بازگشت به سروده‌های حافظ