ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش
این شعر توصیف زیباییهای معشوق است و شاعر از عشق و علاقهاش به او سخن میگوید. او زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق را با تشبیهات زیبا بیان میکند و از لطافت وجودش، ناز و عشوهاش، و تاثیر بسزای او بر دل و خیال خود سخن میگوید. شاعر همچنین به سختیهای عشق و خطراتی که در این راه وجود دارد اشاره میکند، اما با وجود این موانع، دلی شاد و پر تمنای به سمت معشوق دارد. در نهایت، عشق او را وادار میکند تا با وجود خطرها، به دنبال معشوقاش برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش
همچو گلبرگِ طَری هست وجودِ تو لطیف
همچو سروِ چمنِ خُلد سراپای تو خوش
شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح
چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش
هم گلستانِ خیالم ز تو پُر نقش و نگار
هم مَشامِ دلم از زلفِ سَمَن سایِ تو خوش
در رَهِ عشق که از سیلِ بلا نیست گذار
کردهام خاطرِ خود را به تمنایِ تو خوش
شُکرِ چشمِ تو چه گویم؟ که بِدان بیماری
میکُنَد دَردِ مرا از رخِ زیبایِ تو خوش
در بیابانِ طلب گر چه ز هر سو خطریست
میرود حافظِ بیدل به تَوَلّایِ تو خوش