غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش

بتِ سنگین‌دلِ سیمین بناگوش

۲

نگاری چابکی شِنگی کُلَه‌دار

ظریفی مَه‌وشی تُرکی قباپوش

۳

ز تابِ آتشِ سودایِ عشقش

به سانِ دیگ دایم می‌زنم جوش

۴

چو پیراهن شوَم آسوده‌خاطر

گَرَش همچون قبا گیرم در آغوش

۵

اگر پوسیده گردد استخوانم

نگردد مِهرت از جانم فراموش

۶

دل و دینم، دل و دینم بِبُرده‌ست

بَر و دوشش، بَر و دوشش، بَر و دوش

۷

دوایِ تو، دوایِ توست حافظ

لبِ نوشش، لبِ نوشش، لبِ نوش

بازگشت به سروده‌های حافظ