غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش

به بویِ گُل، نفسی همدمِ صبا می‌باش

۲

نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن

سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می‌باش

۳

چو پیرِ سالِک عشقت به مِی حواله کند

بنوش و منتظرِ رحمتِ خدا می‌باش

۴

گَرَت هواست که چُون جَم به سِرِّ غیب رسی

بیا و همدمِ جامِ جهان‌نما می‌باش

۵

چو غنچه گر چه فروبستگی‌ست کارِ جهان

تو همچو بادِ بهاری گره‌گشا می‌باش

۶

وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنوی

به هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا می‌باش

۷

مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ

ولی معاشرِ رندانِ پارسا می‌باش

بازگشت به سروده‌های حافظ