غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز

پیشتر زان که شَوَد کاسهٔ سَر خاکانداز

۲

عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان است

حالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز

۳

چشمِ آلوده‌نظر، از رخِ جانان دور است

بر رخِ او نظر از آینهٔ پاک انداز

۴

به سرِ سبزِ تو ای سرو که گر خاک شَوَم

ناز از سَر بِنِه و سایه بر این خاک انداز

۵

دلِ ما را که ز مارِ سرِ زلفِ تو بِخَست

از لبِ خود به شفاخانهٔ تریاک انداز

۶

مُلکِ این مزرعه دانی که ثباتی ندهد

آتشی از جگرِ جام، در املاک انداز

۷

غسل در اشک زدم کَاهلِ طریقت گویند

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

۸

یا رب آن زاهدِ خودبین که به جز عیب ندید

دودِ آهیش در آیینهٔ اِدراک انداز

۹

چون گُل از نَکهَتِ او جامه قبا کن حافظ

وین قبا در رَهِ آن قامتِ چالاک انداز

بازگشت به سروده‌های حافظ