یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
در این شعر، شاعر به امید و صبر در دشواریها اشاره میکند. او میگوید که یوسف گمشده روزی به کنعان بازخواهد گشت و غم را کنار بگذارید. هر درد و رنجی که دارید، موقتی است و روزی به خوبیکارهای زندگی بازخواهید گشت. شاعر به دل غمدیده میگوید که نباید ناامید باشد، چرا که سرنوشت همیشه تغییر میکند. او همچنین از وجود خدای مهربان و قدرتش در نجات یاد میکند و تأکید میکند که حتی در سختترین شرایط، امید را نباید از دست داد. در پایان، دعای حافظ و توجه به قرآن را به عنوان منبع آرامش یادآوری میکند و از خواننده دعوت میکند تا با ایمان و توکل به خدا، غمها را فراموش کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن
چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور
دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
هان مَشو نومید چون واقِف نِهای از سِرِّ غیب
باشد اندر پرده بازیهایِ پنهان غم مخور
ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَرکَنَد
چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور
حال ما در فُرقت جانان و اِبرامِ رقیب
جمله میداند خدایِ حالْگردان غم مخور
حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شبهایِ تار
تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور