غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر

«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»

۲

دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش

که در این رَه نباشد کار بی‌اجر

۳

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر

۴

برآی ای صبحِ روشن‌دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شبِ هَجر

۵

دلم رفت و ندیدم رویِ دل‌دار

فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر

۶

وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ

فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِي التَّجْر

بازگشت به سروده‌های حافظ